رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

اولین .....

1391/2/17 11:04
736 بازدید
اشتراک گذاری

رادینم ببخشید یه کم دیر شدآخ اما بالاخره وقت کردم بیام چندتا از اولینها رو برات بنویسم:

اولین غلت کامل و بدون کمک رو، روز نوزدهم فروردین و در سن 5 ماه و 10 روزگی زدی اما چه غلت خطرناکی بود.استرس ماجرا ازاین قرار بود که مامانی صفیه جوون اومده بودن خونمون و شما رو خوابوندن و بعدش گذاشتن روی تخت ما.بعد از نیم ساعتی یه صدای نقی اومد و مامانی رفت که شما رو بیاره.بعد که مامانی اومد دیدم حسابی ترسیده و رنگشون پریده.گفت رادین بیدار شده بود و غلت زده بود و دقیقا لبه تخت بود نزدیک بود بیوفته.تعجب

خلاصه اولین غلت رو زدی و خدا بخیر گذروند.اوه الان دیگه راحت غلت میزنی و خودت هم دستت رو از زیر تنت در میاری اما زود خسته میشی و نق میزنی که منو بلند کنین.عاشقتتتتتمقلب

رادین جوون

اولین غذای کمکی که قرار بود با فرنی شروع بشه رو هم روز بیست و پنجم فرودین در سن 5 ماه و 16 روزگی نوش جان کردیخوشمزه.اونم یه ماجرای جالب داشت:

رادین لیوان آب رو ریخت روی روروئک

بعدشم زد زیر بشقاب غذاش و اونم ریخت روی آب بعدشم دستش رو مالید به غذاش

رادین توپولوف

بعد..... دستش رو کرد تو دهنش تا غذاشو این مدلی بخوره

انگار غذاش خیلی خوشمزه بود و دید با دست مزه نمیده بنابراین سعی کرد ایتطوری غذا بخوره

رادینم

از اون روز هم یاد گرفته زبونش رو در میاره.و بالاخره من دوباره براش غذا آوردم و با قاشق غذا خورد.نوش جوونت مامانیماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامی مائده
1 اردیبهشت 91 23:42
عزیزممممممم چه با مزه غذاشو شروع کردی


ازاده مامانه هانا
1 اردیبهشت 91 23:59
الهیییییییییی ناز منیییییییییی تو خدا چقد دوست دارم رادین شیطون فقط خداا میدونهههههههههههههههه
نفسمی همه اولین هات با هم مبارککککککککک عاشق غذا خوردنتمم شکمووووووو
یاسمن خدا خیلی رحم کرده ها. واااای
جوجه شیطون

.من خیلی دوستت دارم خاله آزاده جوونم
زهرا مامان مه سما
2 اردیبهشت 91 18:59
خاله میدونستی خیلی چیگری فدات بشم شیطونکم که اینطوری غذا می خوری هر طور که دوست داری غذاتو بخور عزیزکم

فکر کنم با زبوون بیشتر بهش میچسبه
mami neda
2 اردیبهشت 91 19:52
سلام عزیزم اولین هات مبارکه خالهههههههه. جونمممممم ..... چه غلت خطرنای زدی خاله جونممممم نوش جونت غذا خوذدنت بامزه ی منننننننننن بووووووووووووووووووس=D
خاله نفس
2 اردیبهشت 91 21:16
یاسمن جونم رادین کوچولو خیلی خیلی ماهه
یه جورِ ناجوری عاشقش شدم از اون جورایی که دلم میخواد پیشم باشه هزارتا ماچش بکنمو فشارش بدم
عشقه بخدا


قربوونت برم عزیزم.خیلی خوبی

مریم مامان پندار
2 اردیبهشت 91 21:47
جیگر طلای من قربون این اولین هات برم من
قول بده وقتی بزرگ شدی و به اولین دختر تلفن دادی همینجا اعلام کنی


هههههههه من شماره نمیدم خاله.مامانم برام پیدا کرده.هانای خاله آزاده
مامان ساینا
3 اردیبهشت 91 18:05
ماشاله خیلی پسر نازی دارین. خدا حفظش کنه. معلومه حسابی شیطونه. هزار ماشاله
مامان رهام
4 اردیبهشت 91 10:37
خاله فداي غذا خوردنت قربونت برم چقد خوشگله عكس شماره 2 خيلي شيرين افتاده ايييييييييييييييييييييييييييي جااااااااااااااااااااااااانم.
باران اردیبهشت
5 اردیبهشت 91 14:03
ای جانم از الان مستقل غذا میخوری خاله .اینطوری که مامانت خیلی خوشبحالش میشه اشکال نداره هرجور دوست داری بخور حالا برای جبران میتونی همه جا هم بریزی که مامانی خیلی هم راحت نشینه هه هه هه
farnaz
6 اردیبهشت 91 20:24
قربونت بشم با این شیرین کاریات عزیزم .: X حسابی مراقب خودت باش آقای شیطون . بوس بوس خاله جووون
مریم مامان عسل
7 اردیبهشت 91 17:00
ای جونم شیطون بلای من با اون چشمای خوشگلت.خاله میشه منم بیا ازون غذات بخورم؟! انگار خیلی خوشمزه است! مزه ی روروئک میده؟

))))
مامان سوگل
17 اردیبهشت 91 23:17
ای جونم، الهی من قربون اون مدل غذا خوردنت بشم عسیسم